تبليغاتX
مدیریت منابع انسانی
 
   
     
 
 
 

ارزشيابي عملكرد قوي ترين وسيله در دست سرپرستان است. براي بسياري از سرپرستان و كاركنان، صرفنظر از حوزه كار و فعاليت، زمان ارزشيابي مي تواند زمان سرخوردگي، ترس و فرصت از دست رفته باشد. اگر ارزشيابي عملكرد خوب تهيه و مديريت شود مي تواند كارمندان برتر را تقويت و كارمندان متوسط را به سطح بالاتري ارتقا دهد. علاوه بر اين، ارزشيــابـي هــاي قوي مي تواند موجب شود تا كاركنان ضعيف از عملكرد شغلي خود ديد واقع بينانه اي به دست آورند و از فرصتهاي اصلاح و بهبود عملكرد خود آگاهي يابند. براي يك سرپرست اثربخش نه فقط داشتن عناصر يك ارزشيابي خوب حائز اهميت است بلكه بايد بداند چگونه آن را انجام دهد و از آن استفاده كند. سرپرستان سطح پايين براي اثربخش باقي ماندن بايد پيوسته مهارتهاي ارزشيابي خود را بهبود بخشند.

براي سرپرستاني كه عملكرد را ارزشيابي مي كنند هيچ چيز ياس آورتر از اين نيست كه احساس كنند به موضوعهاي مهمي توجه نداشته يااينكه از نظرشان پنهان مانده اند. هيچ چيز نمي تواند روحيه يك كارمند را سريع تر از اين احساس كه به كيفيت كارش توجه نشده، يا سرپرست علائق منطقي اورا ناديده گرفته است، بشكند. فراتر از همه، ارزشيابي عملكرد يك ارتباط دوجانبه است، اگر سرپرستان ده گام را در تهيه، انجام و پيگيري ارزشيابي رعايت كنند، ارتباط تقويت و موجب افزايش خشنودي، قدرت و اثر آن مي گردد.

1 - عملكرد كارمند را به طور منظم مستند سازيد: مستندسازي مستمر عملكرد كارمند احتمالاً مشكل ترين ولي مطمئناً مهمترين گام در بهبود ارزشيابيهاي عملكرد است. اكثر سرپرستان مستندسازي عملكرد جاري را زمان گير و بيهوده مي دانند، اما نگهداري يك سابقه منظم از رويدادهاي مشاهده شده، جهت انجام يك ارزشيابي كامل، منصفانه و سودمند حائز اهميت است. نگهداري يك سابقه نامنظم آن هم در خصوص منفي ترين رويدادها يا عملكردهاي برجسته معمولاً كافي نيست. اين كار نه فقط موجب يك سابقه نامتعادل براي اكثر كاركنان مي گردد بلكه مي تواند پر از نكات ابهام انگيز باشد.

نگهداري يك سابقه صحيح در مورد عملكرد زيردست يك عادت حرفه اي باارزش است - بخصوص در محيط كار امروزي كه براي هر كاري به قانون مراجعه مي شود. مديران به طور روزافــزون بــه خاطر ارزشيابي هاي كمتر مستند و ارزيابيهاي سطحي مورد ملامت قرار مي گيرند. فقط كاري را كه كارمند انجام مي دهد ثبت كنيد نه عقيده خود را در مورد آن. كارهاي كارمند بايد بيانگر واقعيت باشند شخص ثالثي كه سوابق نگهداري شده شما را مي خواند بايد به همان نتايجي برسد كه شما رسيده ايد.

2 - نظر كارمند را جويا شويد: قبل از انجام ارزشيابي از كارمند بخواهيد تا فهرستي از كارهايي را كه خود مهم مي داند براي دوره ارزيابي تهيه كند. سرپرستاني كه تعداد زيادي كارمند را ارزيابي كنند، اين كار سودمند است و مديران گروههاي كوچك نيز اطمينان حاصل خواهند كرد كه هيچ كــــار مهمي را ناديده نمي گيرند. اين فن به كاركنان اجازه مي دهد تا آنچــه را مهم مـي دانند ارائه دهند و موجب مي شود تا بر انجام خوب يا بد كارها در طول دوره ارزيابي تمركز كنند.

سرپرستان بايد فهرست تهيه شده را در اكثر موارد به عنوان يك وسيله كنترل مورد استفاده قرار دهند و كليه كارهاي موردنظر كارمند را در نظر بگيرند. بحث مربوط به كارهاي لحاظ نشده در ارزشيابي بايد در مصاحبه همراه آن ملحوظ گردد.

3 - رفتارها را ارزيابي كنيد نه شخصيتها را: به خاطر داشته باشيد كه هنگام انجام ارزشيابي رفتارها را توضيح دهيد نه شخصيتها يا نگرشها را، واقعيتهاي رفتاري مشخص عيني را ذكر كنيد. از اظهارنظرهاي ذهني كه مبين ارزيابي شما از شخصيت كارمند است اجتناب كنيد. نوشتن اينكه كارمند »تنبل و درونگر است و براي كامل كردن كارهاي خود پيوسته به راهنمايي احتياج دارد« يك ارزيابي رفتاري نيست. در عوض، سرپرست مي تواند بنويسد كه »كارمند به موقع كارهاي خــود را انجام نمي دهد، بدون دو يا سه يادداشت يادآوري، گزارش فعاليت خود را تكميل نمي كند و تا زمان بررسي كار او و تاييد صحت آن، كار را متوقف مي كند.«

4 - ارزشيابي را خوب بنويسيد: مديران توانائيهاي نوشتاري متفاوتي دارند. برخي از آنها در نوشتن ارزشيابي ضعيف اند و به آن نيز اذعان دارند اما بعضـي ديگر ضعف خود را نمي پذيرند. من كاركنان متوسط و استثنايي را ديــده ام كه به دليل ضعف مديران در تهيه ارزشيابي، تنبيه شده اند. بسياري از كاركنان ضعيف به سادگي ارزشيابي خوبي گرفته اند و به دليل ضعف نوشتاري مديران از وضعيت خود نيز واقف نگرديده اند.

سرپرستاني كه از مهارتهاي نوشتاري خود راضي نيستند يا با ارزشيابيهاي پر دردسر سروكار دارند، بايد از راهنمائيهاي ساير مديران استفاده كنند. پيش نويس ارزشيابي را تهيه كنيد و به ساير سرپرستان اجازه دهيد تا به طور دقيق آن را بررسي و اشكالات را مشخص كنند. سعي كنيد زبان دقيقي را به كار بريد و براي نوشتن صحيح ارزشيابي وقت بگذاريد. هنگامي كه نوشتن را تمام كرديد از خود بپرسيد »آيا ارزشيابي با همان كيفيتي كه مي تواند نوشته شود، تهيه شده است؟«

5 - از اشتباهات معمول در ارزشيابي اجتناب كنيد: سرپرستان بايد از سه اشتباه كه موجب كاهش اثربخشي و قابليت اعتماد كمتر فرآيند ارزشيابي مي شوند اجتناب كنند. »اثر هاله اي« بيانگر وضعيتي است كه سرپرستان يك جنبه مثبت از عملكرد را به كليه جنبه هاي عملكرد كارمند تعميم مي دهند. مثلاً، سرپرست »كيفيت كار« كارمند را »عالي« ارزيابي مي كند و سپس به صورتي ناصحيح ساير جنبه ها را »عالي« ارزيابي مي كند در حالي كه فقط »خوب« يا »متوسط« هستند. عكس اين حالت زماني نيز اتفاق مي افتد كه سرپرستان يك جنبه از عملكرد را »ضعيف« ارزيابي مي كنند و سپس آن را به ساير جنبه ها تعميم مي دهند. اين نوع اشتباهات مي تواند به سرعت اثربخشي يك سيستم ارزشيابي را از بين برده و نهايتاً« به روحيه كارمند صدمه بزند.

6 - چگونگي ارائه ارزشيابــي مكتوب را برنامه ريزي كنيد: قبل از جلسه با كارمند به منظور بحث در مورد ارزشيابي، چنددقيقه اي را صرف مرور مدارك خود بكنيد. افكار خود را متمركز و تصميم بگيريد كه چگونه عمل كنيد. توجه كنيد كه چه جنبه هايي احتمالاً حساس خواهند بود. آيا مي توانيد ارزشيابي را با مثالهايي از عملكرد كارمند توجيه كنيد؟ آيا مدارك شما كامل اند؟ آيا موضوعهايي وجود دارند كه مي خواهيد از طرح آنها اجتناب كنيد؟ قضاوتهاي خود را براساس رفتارها گذاشته ايد يا شخصيتها؟ آيا ارزشيابي مثالهاي مشخصي را ذكر مي كند؟ آيا ارزشيابي نارسائيهايي را توضيح مي دهيد كه شما قبلاً در مورد آنها با كارمند مشورت نكرده ايد؟ اگر چنين است، اين موارد ارزش يادآوري دارند؟ صرف چنددقيقه براي برنــامه ريزي ارائه ارزشيابي مي تواند موجب جلوگيري از به زحمت افتادن سرپرستان و مانع جريحه دار شدن احساسات كاركنان گردد.

7 - ارزشيابي عملكرد نبايد موجب شگفتي شود: يك ارزشيابي كاملاً مستند و مكتوب در خصوص عملكرد، هنگام ارائه به كارمند نبايد موجب شگفت زدگي او شود. سرپرستان در طول دوره ارزيابي بايد در مورد هر نارسايي مربوط به عملكرد كه ذكر آن در ارزشيابي حائز اهميت است با كاركنان مشورت كنند. بهترين سرپرستان، زيردستان را از وضعيت خود و چگونگي انجام وظيفه آنها در طول دوره ارزيابي مطلع مي كنند. خاطرنشان ساختن ضعف يا نارسايي در زمان ارزشيابي موجب توسعه مهارت يا بهبود روحيه كاري كارمند نمي شود. قصــور در مورد بحث قراردادن جنبه هاي منفي عملكرد قبل از تهيه و ارائه ارزشيابي موجب عصبانيت و سرخوردگي كاركنان مي شود زيرا مديريت آن جنبه ها را قبلاً به بحث نگذاشته و به آنها فرصت بهبود و اصلاح نداده است.

8 - يك برنامه عملياتي تنظيم سازيد: يك ارزيابي اثربخش بايد به اين سوال پاسخ دهد كه: »ما از وضعيتي كه داريم به كجا مي رويم؟« سرپرستان بايد ارزشيابي را براي تفهيم اثربخش جنبه هاي مهم شغل كه كارمند در دوره آتي پاسخگوي آنهاست و عملكرد كاري مورد انتظار، مورد استفاده قرار دهند. ارزشيابيهاي قوي يك »نقشه راهنما« براي بهبود عملكرد كاركنان ضعيف فراهم مي آورند. اين نقشه چگونگي بهبود عملكرد و ارزيابي آينده آنها را به وضوح توضيح مي دهد. هروقت كه امكان داشته باشد، سرپرستان بايد ارزشيابي را براي »بالابردن سطح اهداف« كاركنان داراي عملكرد عالي مورد استفاده قرار دهند. يعني اهداف جديدي را تعيين كنند كه آنها را به كار و چالشهاي بيشتر وادارند. بخش قابل توجهي از زمان هر جلسه ارزيابي بايد با تبيين انتظارات و توافق در مورد سطح عملكرد يا اهداف معقول و منطقي جديد، به آينده بپردازد نه گذشته.

9 - بعد از جلسه ارزيابي عملكرد خود را ارزيابي كنيد: بعد از جلسه ارزيابي چنددقيقه در مورد عملكرد خود فكر كنيد. آيا خود را به اندازه كافي مهيا كرده بوديد؟ آيا شما يا كارمند شگفت زده نشديد؟ چگونه مي توانستيد بهتر عمل كنيد؟ آيا از جلسه ارزيابي احساس رضايت مي كنيد؟ آيــا كارمند راضي به نظر مي رسد؟ اگر جواب منفي است، چرا؟ آيا از اين جلسه ارزيابي درسي آموخته ايد؟ چگونه مي توانيد در آينده از آن استفاده كنيد؟ اگر ضرورت داشته باشد، از برگزاري جلسات ديگر هراس نداشته باشيد. به خاطر داشته باشيد كه شما روش ارزيابي براي دوره بعد را تعيين مي كنيد. صحيح عمل كردن بسيار حائز اهميت است.

10 - ارزشيابي را پيگيري كنيد: توافقهاي حاصله در ضمن مصاحبه هاي ارزشيابي را پيگيري كنيد تا به كارمندان اطمينان دهيد كه به حمايتهاي توافق شده پشت گرم باشند و شما نيز تا جلب رضايت آنان به قول خود متعهد هستيد. پس از مصاحبه ارزشيابي، نشان دادن صلاحيت و حسن نيت توسط سرپرستان حائز اهميت است. بخصوص پس از پيشنهاد روشهاي آموزشي يا شيوه هاي ديگر براي كمك به كاركنان براي بهبود عملكردشان، حسن نيت بسيار مهم است. اگر سرپرستان پس از ارزشيابيهاي عملكرد به تعهدات خود عمل نكنند، مديريت به سرعت اعتبار خود را از دست مي دهد و روحيه كاري كارمند صدمه خواهد ديد.

علاوه براين، كاركنان را در قبال توافقهاي حاصله طي مصاحبه ارزشيابي مسئول بدانيد. بعد از مصاحبه ارزشيابي كه طي آن كمبودها را خاطرنشان مي گردد، پذيرش كار از يك كارمند ضعيف به روش گذشته، كل فرآيند ارزشيابي را تضعيف مي كند و اين مسئله به نفع كارمند نيست. نظرتان را به طور موكد به كاركنان ضعيف بگوييد و اطمينان حاصل كنيد كه انتظارات تغيير كرده اند. سرپرستان با نشان دادن تعهد نسبت به انتظاراتي كه در ضمن ارزيابي در مورد آنها مذاكره شده است، منافع زيادي كسب مي كنند.

ارزشيابيهاي عملكرد كه كامل و خوب تهيه شده اند، گذشته را به طور واقع بينانه بررسي، وضعيت حال را به نحوي صحيح تعريف و فرصتهــاي آينده را به صورتي روشن ترسيم مي كنند. يك وسيله مهم ارتباطي، تهيه ارزشيابي، محتواي ارزشيابـــــي و پيگيري سرپرست مي تواند موجب »موفقيت يا شكست« هريك از كاركنان گرديده و عملكرد گروه را شديداً تحت تاثير قرار دهد. سرپرستان با مقداري وقت اضافه، فكر و تلاش مي توانند اثربخشي ارزشيابي را براي سازمان و كاركنان افزايش دهند.1

منبع: SUPERVISION+تدبیر

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
 

آیا دقت کردید هنگامی که به یک کنسرت موسیقی می روید، به یک سمینار مهم دعوت می شوید، یا در حال ارائه Demo برنامه ای که نوشته اید به مدیر خود می باشید و ... اغلب اتفاق هایی نا خواسته که تا قبل از آن در هیچ یک از آزمایش ها خود را نشان نداده اند، بروز می کند و باعث اخلال در برنامه می شود. هر روز غذا میل می کنید و ذره ای به روی لباستان نمی ریزد اما روزی که می خواهید با لباس تمیز به جایی بروید، مقداری از سس غذا روی لباستان می ریزد. اغلب دوستان تحت این شرایط می گویند "بازهم قانون مورفی اجرا شد!"

قانون مورفی (Murphy's Law) در حالت کلی می گوید "اگر قرار باشد چیزی خراب شود، می شود". ریشه این قانون به سال 1949 و یکی از پایگاه های هوایی در آمریکا بنام Edwards Air Force Base بر می گردد. کاپیتان ادوارد در حال کار روی یکی از پروژه های پایگاه هوایی بود که ناگهان مدیر پروژه متوجه می شود که سیمهای یکی از مبدلهای الکترو مکانیکی بصورت اشتباه نصب شده است.

در این حالت مدیر پروژه با عصبانیت بر سر مورفی داد می زند که : "این دیگر چه وضعی است!"

مورفی در جواب می گوید : "اگر قرار باشد این سیستم مشکل داشته باشد، حتما" مشکل خواهد داشت."

پس از آن مدیر پروژه در یکی از صفحات دفترچه کنترل پروژه خود قانونی بنام مورفی را با همین مضمون یادادشت می کند. چندی بعد یکی از پزشکان مدیر این پایگاه در حال انجام مصاحبه مطبوعاتی علت پیشرفت پروژه خود را مدیون قانون مورفی اعلام می کند که : "بر اساس این قانون، تمام شرایط نا محتمل برای شکست پروژه را در نظر گرفتم". با توجه به آنکه محصولات صنعت هوایی باید دارای ضریب اطمینان و امنیت کاری بالا باشند از آن به بعد در تولید و ساخت این محصولات تمام شرایط غیر محتمل در نظر گرفته می شد. از آن به بعد قانون مورفی شهرت جهانی پیدا میکند.

به تدریج تفسیرهای زیادی راجع به این قانون توسط مدیران و مهندسان ارائه شده است که در زیر نمونه هایی از آنها را می خوانید :

قوانین عمومی
- هیچ کاری به آن سادگی که بنظر می آید نمی باشد
- نمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید وقت می گیرند
- اگر احتمال اینکه چند پدیده باهم رخ دهند و باعث خرابی سیستم شوند خیلی کم باشد، هنگامی که شما نیاز دارید سیستم درست کار کند این پدیده ها باهم رخ خواهند داد
- هر راه حلی که برای مشکلات ارائه می شود، خود مشکلات جدیدی بوجود می آورد

Murphy's Laws
قوانین مورفی منشا نظامی دارد

قوانین نظامی
- هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن
- اگر افسر مافوق تورا می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند
- اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما" به سمت دام دشمن می روی
- اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن

قوانین تکنولوژی
- منطق عبارت است از یک روش سیستماتیک برای رسیدن به یک نتیجه غلط
- تمامی اکتشافات و اختراع های بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بجود آمده اند
- مهمترین email ای را که میخواهی بگیری گم می شود
- اگر یک برنامه کامپیوتری بدرد نخورد باید آنرا مستند کرد
- اگر یک برنامه کامپیوتری مفید باشد باید آنرا عوض کرد
- در اجرای پروژه مهم نیست چقدر منابع در اختیار دارد به هر حال کم است

The image “http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/d/df/0978638891.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
 

درس یک : رهبری کنید
واقعیت این است که مدیران با دستورات عجیب و غریب خود کارها را پیچیده می کنند. شما رهبری کنید. رهبران الهام میبخشند. دقت داشته باشید که این نکته دقیقا در امتداد اصل تفویض اختیار و باز کردن دست زیر دستان برای تصمیم گیری به موقع و پرهیز از بروکراسی است.

رهبران افرادي هستند كه با يك دورنماي واضح از چگونگي بهتر انجام دادن كارها الهام بخش ديگران هستند. جنرال الکتریک
«چيزي كه ما به دنبال آن هستيم وجود رهبراني در هر سطح از سازمان است كه بتوانند به كارمندان انرژي و انگيزه لازم را بدهند، به آنها انگيزه لازم را بدهند و الهام بخش باشند تا اينكه آنها را سست كنند، افسرده سازند و مدام كنترل نمايند.»

درس 2- كمتر مديريت كنيد
ما با ديدن افرادي كه كارهايشان را بدون اينكه مديريت به آنها چيزي گفته باشد انجام مي‌دهند، شگفت‌زده مي‌شويم. در اقتصاد دانش‌محور ، افراد بايد خود تصميماتشان را بگيرند. مديريت كمتر، بهتر مديريت كردن است.
نظارت، كنترل و بوروكراسي شديد روح رقابت‌پذيري شركت را مي‌كشد. مديران ضعيف قاتلان تجارت هستند،‌ آنها قاتلان مشاغل هستند شما نمي‌توانيد اعتماد افراد را مديريت كنيد. كار شما اين است كه تصوير بزرگ (دورنما) را ببينيد. سعي نكنيد بر همه مديريت كنيد. گرفتار جزئيات نشويد طوري كه جزئيات ذهن شما را پر كند، بلكه كاري كنيد كه ديگران براي تحقق دورنماي شما فعاليت كنند. اطراف خود را با انسان‌هاي بزرگ پركنيد و به آنها اعتماد داشته باشيد تا آنها به بهترين نحو در سازمان شما تاثير مثبت بگذارند.

درس 3- دورنماي خود را بسازيد
رهبران با يك دورنماي مناسب از چگونگي انجام بهتر كارها الهام بخش ديگران هستند. رهبر خوب يك دستورالعمل قدم به قدم براي كارگران تهيه نمي‌كند. بهترين رهبران كساني هستند كه ايده‌هاي جديد خلق مي‌نمايند و دورنمايي ايجاد مي‌كنند كه الهام بخش ديگران براي انجام كارها است.

درس 4- ساده‌سازي كنيد
ساده انگاشتن مسائل يكي از كليدهاي تجارت است. «پيام‌هاي ساده راحت‌تر انتقال مي‌يابند، طرح‌هاي ساده‌تر راحت‌تر به بازار راه مي‌يابند و حذف درهم‌ريختگي، تصميم‌گيري سريع را ممكن مي‌سازد.»
درس 5- كمتر رسمي باشيد: شما اكنون بايد درك كنيد چقدر اهميت دارد كه نوعي حالت غيررسمي بودن را در سازمان حفظ كنيد به طوري كه مانند يك كلاس آموزشي باشد تا در آن به راحتي بتواند عقايد مورد علاقه رييس را به چالش طلبيد.

درس 6- به ديگران انرژي بدهيد
رهبري واقعي از كيفيت دورنماي شما و توانايي شما در تشويق ديگران براي نمايش عملكرد خارق‌العاده سرچشمه مي‌گيرد. يكي از كليدهاي تبديل شدن به يك رهبر بزرگ در تجارت اين است كه بتوانيم كاري كنيم كارمندان از انجام كارشان لذت ببرند. اما اكنون مي‌دانيم كه بهره‌وري واقعي و نامحدود از كجا نشات مي‌گيرد. سرچشمه اصلي بهره‌وري، تيمي از افراد هستند كه رقابت‌پذيري، آزادي عمل دارند، پر از انگيزه‌اند و به آنها پاداش درخور تعلق مي‌گيرد.تلفن محصول جنرال الکتریک

درس 7 – با واقعيت روبه‌رو شويد: با واقعيت روبه‌رو شويد و سپس با قاطعيت عمل كنيد. اغلب اشتباهات رهبران از اين ناشي مي‌‌شود كه نمي‌خواهند با واقعيت روبه‌رو گردند و سپس در مورد آن دست به اقدام ملي بزنند. روبه‌رو شدن با واقعيت اغلب به معني گفتن و انجام دادن چيزهايي است كه مورد پسند همه نيستند، اما فقط با دست و پنجه نرم كردن با واقعيت است كه شرايط ممكن است بهتر شود.

درس 8 – به تغييرات به عنوان يك فرصت نگاه كنيد
بزرگ‌ترين واقعيت در دنياي تجارت، تغيير است، «تمايل به تغيير يك توانايي است، حتي اگر به اين معني باشد كه براي مدتي قسمتي از سازمان را در سردرگمي غوطه‌ور كنيم... آمادگي در مقابل تغييرات هم روحيه‌بخش است و هم مفرح.»

درس 9 – افكار خوب را از ديگران دريافت كنيد
افكار جديد شريان حياتي تجاري هستند. «امروزه پنداشت مفيد اين است كه كسي، در جايي يك ايده بهتر دارد و اين لازم است كه بفهميم چه كسي ايده بهتري دارد، آن را ياد بگيريم و به سرعت آن را به كار ببنديم.»

درس 10- پيگيري كنيد
در مورد تمام كارها پيگيري باشيد. پيگيري بودن يكي از معيارهاي كليدي براي موفقيت در يك تجارت است. استراتژي پيگيري كارها در تجارت راه را براي موفقيت سازمان شما هموار مي‌كند.موتور جت محصول جنرال الکتریک

درس 11 – از شر بوروكراسي خلاص شويد
راه مهار قدرت افراد اين است كه «آنها را آزادتر بگذارند، وظايف غيرضروري مديريتي را از دوش آنها برداريد، قيد و بندهاي بوروكراسي را از پاي آنها باز كنيد و موانع مربوط به وظايفشان را از پيش روي آنها برداريد.»

درس 12 – مرزها را حذف كنيد
به منظور اطمينان يافتن از اينكه افراد براي رسيدن به غيرممكن‌ها آزاد هستند، شما بايد هر چيزي را كه راه آنها را سد مي‌كند از ميان برداريد. «بي‌مرزي»، يك سازمان باز و فاقد بوروكراسي و يا هر چيز ديگري را كه از جريان آزاد افكار، افراد و تصميمات و ... جلوگيري مي‌كند، در بر مي‌گيرد. غيررسمي بودن، لذت بردن از انجام كار و سرعت، صفات بارزي هستند كه در يك سازمان بدون مرز يافت مي‌شوند.»

درس 13- به ارزش‌ها اولويت دهيد
زياد بر روي اعداد تمركز نكنيد. «اعداد دورنماي سازمان نيستند، اعداد محصولات سازمان هستند.» بر روي ارزش‌هاي زيباي ساختن يك تيم، اشتراك عقايد و انگيزه دادن به ديگران تمركز كنيد.

درس 14- رهبر تربيت كنيد
رهبراني تربيت كنيد كه چهار صفت بارز رهبري (E4) را داشته باشند. انرژي، انرژي دادن، برش و اجرا، همچنين رهبراني كه ارزش‌هاي منسجم ساختن يك تيم، اشتراك عقايد و انگيزه دادن به ديگران تمركز كنيد.

درس 15- يك فرهنگ يادگيري را خلق كنيد
شركت خود را تبديل به يك سازمان يادگيرنده كنيد تا جريان آزاد تبادل افكار و ارتباطات آغاز گردد. «مزيت رقابتي يك شركت اين است كه تمايل و توانايي يادگيري مستمر از هر منبعي و هر جايي و به‌كارگيري سريع آن را داشته باشد.»لامپ محصول جنرال الکتریک

درس 16 –همه را به كار بگيريد
تجارت درباره به كارگيري هوش و توانايي همه افراد است، راه انجام اين كار دادن آزادي و مسووليت بيشتر به افراد است.

درس 17- به هر كس در تيم يك نقش بدهيد
مديران بايد ياد بگيرند تا در قالب يك تيم كار كنند. مديران مياني مجبورند تا عضو تيم شوند و نقش مربي را بر عهده بگيرند. با مديراني كه نمي‌خواهند در قالب تيم قرار بگيرند، برخورد كنيد.

درس 18- گسترش دهيد
اهداف را گسترش دهيد. «ما دريافتيم كه با رسيدن به اهدافي كه غيرممكن به نظر مي‌رسيدند، ما در واقع غيرممكن را انجام داده‌ايم، وقتي ما كاملا به هدفمان نرسيم، كارمان را با رسيدن به چيزي بيشتر از آنچه در غير اين صورت انجام مي‌داديم، به پايان رسانده‌ايم.»

درس 19- به افراد اعتماد به نفس بدهيد
نيروي كاري تربيت كنيد كه داراي اعتماد به نفس باشد. اعتماد عنصر حياتي هر سازمان يادگيرنده است. نسخه درمان براي پيروزي، سرعت، سادگي و اعتماد به نفس است. افرادي كه اعتماد به نفس دارند آماده پذيرش عقايد خوب فارغ از منبع آن مي‌باشند و تمايل دارند كه آنها را با ديگران سهيم شوند. «همان‌طور كه سرعت برگرفته از سادگي است، سادگي بر پايه اعتماد به نفس است.»

درس 20- تفريح داشته باشيد
تفريح بايد يك عنصر اصلي در استراتژي شما باشد. هيچ كس نبايد كاري انجام دهد كه از آن لذت نمي‌برد. اگر شما هر روز صبح پرانرژي از خواب برنمي‌خيزيد و براي مقابله با چالش‌هاي پيش‌رو انگيزه نداريد مي‌توان نتيجه گرفت كه شما در يك مسير و شغل اشتباه قرار داريد.

درس 21-شماره 1 يا 2 باشيد: «وقتي شما در بازار شماره 4 يا 5 باشيد، هنگامي كه شماره 1 عطسه مي‌كند شما ذات‌الريه مي‌گيريد. وقتي شماره يك باشيد، سرنوشتتان در دست خودتان است. شماره چهار‌ها همواره در خطر نابودي‌اند. آنها اوقات سختي را مي‌گذرانند. جنرال الكتريك بسياري از اين شماره يك‌ها را دارد.»

درس 22- كيفيت هميشگي
«ما نه تنها مي‌خواهيم دورنماي رقابت را به واسطه بهتر بودن از رقبايمان دگرگون سازيم، بلكه اين كار را به نوعي ديگر و با بالا بردن سطح استانداردهاي كيفيت، انجام دهيم. ما مي‌خواهيم كيفيتي خاص و ارزشمند براي مشتريان و پراهميت براي موفقيتشان ارائه دهيم تا محصولاتمان تنها گزينه ارزشمند واقعي براي انتخاب باشند.»

درس 23- همواره بر روي نوآوري تمركز كنيد
 « شما مجبوريد تا بر نوآوري و ظهور رقباي جديد تمركز كنيد. شما مجبوريد با هزينه كمتر محصول بيشتري توسط سرمايه‌هاي خود توليد كنيد. از افزايش متناوب هزينه‌ها اجتناب كنيد و در جستجوي يك جهش و پيشرفت سريع و بزرگ باشيد.» اكنون اصول بنيادي بايد شامل آموزش و اطلاعات بيشتر، سرعت‌هاي بالاتر و تكنولوژي پيشرفته‌تر براي توليد باشد.

درس 24- سرعت هميشگي
سرعت همه چيز است، سرعت عنصر ضروري براي رقابت‌پذيري است. «سرعت، سادگي و اعتماد به نفس به شدت در هم تنيده‌اند. با ساده‌سازي سازمان و تزريق روحيه، شما بنيان سازماني را پايه‌ريزي كرده‌ايد كه سرعت را در تار و پود شركت وارد كرده است»

درس 25- مانند يك شركت كوچك رفتار كنيد
 شركت‌هاي كوچك مزيت‌هاي رقابتي بزرگي دارند. آنها منظم، ساده و غيررسمي هستند. آنها با علاقه شديد به كارشان و به سخره گرفتن بوروكراسي پيشرفت مي‌كنند. شركت‌هاي كوچك به وسيله فكرهاي خوب رشد مي‌كنند. بدون توجه به اين كه آن فكر از كجا آمده، آنها به همه احساس نياز مي‌كنند، همه را به كار مي‌گيرند و افراد را بر اساس تاثيرشان در كسب پيروزي ارتقا مي‌دهند و يا حذف مي‌كنند. شركت‌هاي كوچك رؤياهاي بزرگ دارند و از شكست نمي‌هراسند.

آنچه که گفته شد درسهایی است که در بیشتر کتابهای فنون مدیریت میتوان یافت. آنچه بیشتر از این فنون اهمیت دارد وجود فضای اجتماعی مناسب ، و به ویژه اعتماد اجتماعی ، به عنوان یک عامل بسیار بسیار مهم در سرمایه گذاری ، تولید و پرورش مدیران برتر و شایسته است.
تردیدی نیست که جک ولش در شکم مادرش جک ولش نشد. او در مدرسه ، در دانشگاه ، و در شرکتهای پیشتاز جهان جک ولش شد. او در جامعه ای جک ولش افسانه ای شد که در آن تولید یعنی خدمت ، یعنی افتخار. و پیشتاز بودن یعنی همه چیز. در چنین فضاهایی هست که مدیران ، کارگران و کارآفرینان متولد می شوند و بالنده.

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
 

سعيد هداوند
 شهره صادقيان

چكيده

در شرايطي که سازمانها تحت تاثير رقابتهاي اقتصادي هستند، ضرورت توجه به كيفيت كاري و بهره‌وري سازماني از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. مديريت براي اينكه بتواند عملكرد سازمان متبوع خود را بهبود بخشد بايستي با ديد كيفي به سازمان بنگرد و تلاش كند تا آنجا كه ممكن است با ارائه راهبردهاي اجرايي،كيفيت عملكردكاري سازمان خود را در سطح مطلوب حفظ كند. اين يعني اينکه اصولاً هر برنامه مبتني بر توانمند سازي مي تواند به بهره‌وري منجر شود و توليد بيشتر، خدمات مناسبتر، جذب مشتريان و نهايتاً در اختيار گرفتن سهم بيشتري از بازارهاي داخلي و خارجي را به همراه آورد. اين بهبود مستمر نه تنها براي رويارويي با تهديدات و فرصتها در محيط پيچيده امروزي ضروري است بلکه موكد اين مطلب است که سازمان فقط اصل متفاوت بودن کارکنان از همديگر را نپذيرد بلکه براي تفاوتها سرمايه‌گذاري كند و آنها را به کارهايي گمارد که متناسب با توانمنديهايشان باشد. با اين رويکرد و با توجه به اينکه بهره وري و نوآوري در خلق فرصتهاي جديد آنگاه تحقق مي يابد که سازمان از منابع انساني توانمند برخوردار باشد، با تحليل مدل سازه هاي اثر بخشي، عوامل اثر گذار در فرايند توانمند سازي کارکنان را بررسي مي كنيم و ضمن تحليل نارساييها و موانع موجود به تشريح راهكارهاي عملي مربوط مي پردازيم.

مقدمه
در دو دهه اخير توانا سازي کارکنان به يکي از مهمترين دلمشغوليهاي مديران سازمانها تبديل شده است. تشديد رقابت در بازارهاي جهاني موجب شده است تا ايجاد مزيت نسبي در سازمان در گرو پايداري، دوام و نيز در اختيار گرفتن سهم بيشتري از بازارها باشد که براي اين مزيت، سازمان مي بايست در قياس با رقبا ضمن عرضه محصولات و خدمات با شرايط رقابتي بهتر و جلب رضايت مندي مشتريان، استمرار در کيفيت را نيز حفظ كند. بر پايه اين فرض اساسي، اعتقاد جدي بر آن است که بقا و توسعه سازماني زماني تحقق مي يابد که سازمان از نيروهاي دانشي، خلاق و با انگيزه که توانايي حل مسئله و خودمديريتي در کار را داشته باشند برخوردار باشد. به اين اعتبار توانمند سازي يعني ايجاد مجموعه ظرفيتهاي لازم در کارکنان براي توانا ساختن ايشان به ايجاد ارزش افزوده و ايفاي بهينه مسئوليتي که بر عهده دارند، توام با کارايي و اثر بخشي بيشتر تعريف كرد. به يقين تحقق چنين امري در سايه دانش، تجربه، تفويض اختيار و نهايتاً عنصر کارسازي به نام انگيزه ميسر خواهد شد. بدين معنا، توانا سازي فرايندي تعاملي و وابسته خواهدبود كه تصميم سازي وتصميم گيري،تعيين خط مشي هاي کاري، ارائه روشهاي مناسب در مواقع بحراني، قدرت ايفاي نقشهاي جديد و قابليت ارائه طرحهاي ابتکاري تازه را كه موجب هماهنگي بين مديران و کارکنان و نهايتا نواخته شدن ساز خوش آهنگ توسعه سازمان خواهد شد، به ارمغان خواهدآورد.
با وجود اهميت فوق العاده توانمندسازي، متاسفانه در ايران بنابه دلايل متعدد از جمله مبهم بودن اهداف سازماني، نداشتن تعريف مناسب از روابط کاري و روابط شخصي، نبودن سيستم مناسب ارزيابي عملکرد، عدم تعريف شاخصهاي مناسب جهت سنجش بهره وري نيروي انساني و برخي عوامل موجود در بازار که از غير رقابتي بودن محيط کسب و کار و ساختار اقتصادي کشور ناشي مي شود سبب شده است که ساز و کار مشخصي در جهت کيفي سازي منابع انساني تعريف نشده و حتي اين سازوكار چندان جدي گرفته نشود.
مؤلفان اين مقاله بر آن هستند تا با رويكردي تحليلي به مدل سازه هاي اثر بخشي، ضمن بررسي سه دسته از عناصر اصلي اين مدل يعني متغيرهاي علي (عوامل ورودي جريان ساز) متغيرهاي واسط (عوامل موثر درون سازماني ) و متغيرهاي بازده (دستاوردها و نتايج) به‌عنوان عوامل اثر گذار در فرايند توانمند سازي کارکنان، به تحليل نارساييهاي سازماني و تشريح راهكارهاي موجود بپردازند.

 

توانمندسازي چيست؟
اولين گام در تعريف مفهوم توانمندسازي، پرداختن به حدود و مرزهاي آن است. برخي بر اين باورند که تواناسازي، دادن قدرت به کارکنان است. برخي ديگر اين مفهوم را رد مي كنند و معتقدند با توجه به اينکه کارکنان، سرمايه‌اي از دانش و انگيزه هستند، بنابراين به‌خودي خود قدرت انجام کار به نحو عالي را دارا هستند و بر اين اساس تواناسازي را فراهم کردن زمينه در جهت آزاد کردن اين قدرت بالقوه تعريف مي كنند.
ترلاکسن، توانمندسازي را فرايند تغيير عملکرد کارکنان از وضعيت «آنچه که به آنها گفته ‌شود انجام ‌دهند»، به «آنچه که نياز است انجام ‌دهند» تعريف مي كند.
پوسيانت نيز تواناسازي را شامل تقويت مهارت کارکنان و ايجاد اعتماد به نفس در آنها نسبت به خودشان و تلاش در جهت اثر بخشي فعاليتهاي سازمان مي داند.
بلانچارد، آماده ساختن شرايط، جهت عرضه بهترين منابع فکري در هر زمينه از عملکرد سازمان را به توانمندسازي مربوط مي داند. به گمان وي، هدف از توانمندسازي اين است که ذي‌صلاحترين کارکنان بيشترين نفوذ را با مناسبترين شيوه‌ها اعمال کنند.
مولفان اين مقاله نيز توانمندسازي را در برگيرنده مجموعه تدابير و روشهايي مي‌دانند که بدان وسيله رفتار کارکنان را دچار تغيير كرده و آنها را قادرسازد تا با توجه به شرايط سازمان، بهترين تصميمات را اخذ و با ارائه خلاقيت در قالب فعاليتهاي تيمي، سازمان را در جهت بهره وري هدايت كنند.
تعاريف ارائه شده، ما را به اين حقيقت رهنمون مي سازد که اگر مفهوم توانمندسازي بدرستي درک شود، و با ايده بهبود مستمر در عملکرد کلي سازمان مرتبط شود، بيشترين بهره برداري از منابع فکري عرضه شده را ايجاد خواهد كرد. به عبارت ديگر توانمندسازي، يك فرايند موثر و پيشگام است که هم براي سازمان، مزيت راهبردي ايجاد مي‌کند و هم براي کارکنان فرصت مشارکت در کاميابي سازمان مي‌آفريند. اين مشارکت نگرشي است جمعي که از يک حس توانمندي نشات مي گيرد و اعتلاي کيفي سازمان را به ارمغان خواهد آورد.

توانمند سازي و بهره وري
هرگاه از كيفيت و بهره‌وري سخن به ميان مي آيد، برنامه هاي توان افزايي در زمره اجزاي جدانشدني و بدون ترديد موضوع قرار مي‌گيرند. ارتباط توانمندسازي و بهره وري سازماني را مي توان يك ارتباط دوسويه تلقي كرد. بدين ترتيب كه تحليل مسئوليتها، تعيين وظايف و اختيارات و بهبود سطح دانش تخصصي كاركنان براي انجام مسئوليتهاي تعريف شده، نه تنها به ارتقاي توان كاري سازمان و نهايتا بهبود بهره وري خواهد انجاميد، بلكه كاركنان را از يك مدل ذهني انعطاف پذير و پويا كه همواره پذيراي ايده ها و راه حلهاي جديد خواهندبود برخوردار مي كند.
ازطرف ديگر برنامه هاي تواناسازي موجب تغيير در مسئوليت مديريت و كاركنان نيز مي شود. زماني كه توانايي كاركنان بيشتر مي‌شود، سبك مديريت از نظارت نزديك به سمت نظارت هدايتي و تفويضي تغيير مي يابد. اين تغيير سبك، باعث تغيير در مسئوليت پذيري كاركنان نيز مي شود، چرا كه كاركنان با آزادي عملي كه در انجام كارها به دست مي آورند، خلاق و خود مدير نيز مي شوند و اين همان حلقه گم شده اي است كه در ايجاد بهره وري سازماني مي بايست موردتوجه قرار گيرد.

 

اثر ببخش

مدل سازه هاي اثر بخشي
مدل سازه‌هاي اثربخشي بر مبناي سه دسته از متغيرهاي علي، واسط و بازده طراحي شده است. همچنين سه عامل سوق دهنده، بازدارنده و انگيزشي، متغيرهاي سه گانه فوق را تحت تاثير قرار مي دهند. ذيلاً با ارائه مدل مذكور، متغيرهاي فوق مورد بررسي دقيق قرار مي گيرد و نقش آنان در چگونگي ايجاد فرايند توان افزايي بررسي مي شود.

الف - متغيرهاي علي
متغيرهايي هستندکه در فرايند برنامه هاي توانمندافزايي و نتايج حاصل از آن به‌طور مستقيم اثر گذارند. مهمترين متغيرهاي علي را مي توان به چهار دسته تقسيم كرد:

1 – تغيير نگرش
نوع نگرش سازمان به بهسازي منابع انساني مي بايست تغيير كند. سازمان بايد همواره به‌دنبال کشف استعدادها و مهارتهاي كاركنان باشد و اين اصل كه بايد به آنان فرصت داد تا تواناييهايشان را بروز دهند تسري يابد. در چنين شرايطي است كه مي توان انتظار داشت، چالشهايي چون فقدان قدرت را به توانمندي، دستور پذيري را به پا پيش نهادن براي انجام کار، واکنش نشان دادن را به خلاقيت و سازندگي،کميت را به کميت و کيفيت و «ديگري مسئول است» به «همه مسئولند» تبديل شود.

2 – مسئوليت پذيري
سازمان نيازمند کارکناني است که در حل مشکلات فعال باشند و نه تنها در قبال وظايف برعهده، بلکه در برابر بهبود کارکرد کل مجموعه احساس مسئوليت كنند. لازمه اين كار آن است که به سازمان داراي افكار مثبت بوده و درقبال ايده‌هاي جديد كاركنان، ضمن انعطاف‌پذيري، آمادگي پذيرش ديدگاههاي تازه را نيز داشته باشد. اجراي آموزشهاي موثر در زمينه تصميم گيريهاي گروهي، تقويت مهارتهاي ارتباطي در قالبهاي گروهي، تقويت مهارتهاي برنامه‌ريزي و نهايتاً شيوه قدرداني از کوششهاي سازماني مي تواند اثرات شگرفي در خلق مسئوليت پذيري فردي و سازماني درپي داشته باشد.

3 – حركت از تمركز به عدم تمركز
به منظور توان افزايي،سازمان بايد به سمت عدم تمركز حركت كند. بدين‌صورت که تعدادي تيم يا گروه ايجاد کند که به يکديگر متصل شده تا ازطريق ارتباطات و تصميم گيريهاي مستمر گروهي، ضمن انجام مسئوليتها، به توسعه كيفي سازمان نيز كمك كنند. اگرچه مشكلاتي چون احتمال وجود نداشتن امكانات و پتانسيلهاي لازم فردي يا سازماني‌ و يا ناهماهنگي در اجرا مي‌تواند اين متغير را تحت تاثير قرار دهد، ولي با تمام اين اوصاف نمي توان از مزاياي عمده آن ازجمله ايجاد انعطاف پذيري بيشتر در اجراي برنامه ها، استفاده بهينه از منابع و كاهش مشكلات اجرايي سازمان به راحتي چشم پوشيد.

4 – تامين منابع مالي
يكي از وجوه مهم برنامه هاي توان افزايي گستردگي منابع درگير در آن است. پياده سازي برنامه هاي بهبود عملکرد، مستلزم تامين و تخصيص بخشي از منابع مالي، فيزيكي و انساني سازمان است.

ب - متغيرهاي واسط
متغيرهاي واسط به‌طور عمومي به شرايط كلي سازمان و به‌طور خاص به وضع جاري آن اشاره دارد. اين متغيرها را مي‌توان سازنده سازه‌ اصلي برنامه هاي توانمندسازي محسوب كرد. هنگامي‌که شرايط و عوامل تواناسازي را فراهم مي‌کنيم اين سوال مطرح مي‌شود که با توجه به شرايط، چگونه اين فرايند را اجرايي کنيم؟ و چه راهبردي را به‌کار بريم تا اين فرايند محقق شود؟ بررسي چهار متغير كه از آن تحت عنوان كلي متغير واسط ياد مي كنيم به اين سوالات پاسخ خواهد داد.

 

 

1 – سهيم کردن كاركنان در اطلاعات سازماني
تصور عام بر اين است كه سهيم کردن كاركنان در اطلاعات، باعث اختلال در روند کاري سازمان خواهدشد ولي به نظر مولفان اين مقاله، موفقيت سازمان را بايد در تلاشهاي تيمي و تسهيم كاركنان در اطلاعات سازماني جستجو كرد نه احتكار آن_ تسهيم اطلاعات براي تواناسازي سازمان نه تنها يك ضرورت است، بلكه موجب ايجاد جو اعتماد، صميميت و مسئوليت پذيري كاركنان نيز مي شود. اين تسهيم اولاً حس تعلق، مشارکت و مالکيت نسبت به سازمان ايجاد مي كند و ثانياً کارکنان را مصمم مي‌سازد تا از اطلاعات كسب شده براي بهبود عملکرد سازمان استفاده كنند. آشنايي با اطلاعاتي راجع به چگونگي انجام کار، سوددهي، ضايعات، بودجه، بازار، بهره‌وري و نظاير آن، اين امکان را مي‌دهد تا كاركنان وضعيت فعلي سازمان را به‌طور روشن درك و براي بهبود عملكرد آن تلاش كنند.

2 - تعيين قلمرو خودگرداني
مي توان با تعريف وظايف، خود مختاري كاري ايجاد كرد.اين كار باعث مي‌شود انرژي فردي و سازماني در مجراي مشخصي هدايت شود.تعيين قلمرو كاري شامل مشخص کردن هدفها، نقشها، ارزشها و مقرراتي است که زيربناي اقدامات بهبود عملكرد را تشکيل مي دهند و از توان افزايي حمايت ‌مي‌کنند. با ايجاد خودمختاري، كاركنان با آزادي عمل بيشتر در جهت اهداف مشخص، مسئولانه عمل مي كنند و خلاقيت بيشتري از خود نشان خواهند داد. البته بايد توجه داشت كه خودمختاري بدون قيدوشرط و حدود سبب بي‌نظمي در سازمان مي شود. آزادي عمل بايستي متناسب با نوع كار و مسئوليتي باشد كه به كاركنان واگذار مي شود.

-3 شکل دهي تيمهاي خودگردان
ايجاد تيمهاي خودگردان، يكي از كارآمدترين شيوه هايي است كه با ترويج فرهنگ مشاركت سازماني، روحيه كارگروهي را نيز تقويت مي كند. اين رويكرد ضمن ايجاد محيطي پذيرا براي مشاركت فعال كاركنان درجهت تشخيص و تحليل مشكلات سازماني، بستر نقد سالم را نيز براي يافتن هدفهاي مشترك فراهم مي آورد و كاركنان را قادر مي سازد تا در فرايندهاي مختلف سازماني حضور يابند.
حذف سلسله مراتب، لازمه اصلي ايجاد تيمهاي خودگردان در سازمان است. تنها در اين صورت است كه كاركنان از مهارتها و دانش تخصصي يکديگر استفاده بهينه كرده و کار را از آغاز تا اتمام،مديريت خواهندكرد. ايجاد تيمهاي خودگردان، به واسطه اصل هم افزايي، ضمن افزايش ارتباطات سازماني به کارايي فرايند تصميم‌گيري، كاهش هزينه هاي عملياتي، رشد کيفيت و درنهايت توانمندي سازمان منجر خواهدشد

4 – مديريت توانمند
در فرايند توان‌افزايي، مدير، نقش حلقه اتصال را دارد. به اين معنا، مديريت به عنوان توانايي ايجاد تعادل مناسب در انجام كارها ازطريق كنترل بر كيفيت عملکرد منابع انساني و اعطاي آزادي عمل به کارکنان به نحوي‌که با خودمديريتي، خلاقيت بيشتري از خود نشان دهند تعريف شود.
مدير مي بايست صرفاً تسهيل کننده باشد.او بايد شرايطي را فراهم آورد كه كاركنان اجازه يابند ياد بگيرند،رشد كنند،توسعه يابند، در كار سهيم شوند. البته انجام اين مهم منوط به آن است که مدير درك خود را از قدرت دگرگون سازد. زيرا تا مفهوم قدرت در قاموس فكري وي تغيير بنيادي نيابد، توانا سازي به مفهوم واقعي انجام نخواهد پذيرفت. قدرت در فرهنگ سنتي به معناي وادار كردن ديگري به انجام كار است در صورتيكه در فرايند توان‌افزايي،آزاد سازي كاركنان براي بروز توانمنديهاست.

 

ج - متغيرهاي بازده
متغيرهاي وابسته‌اي هستندکه آثار و پيامدهاي دو متغير علي و واسط را منعکس مي‌سازند. خلاقيت‌، آينده نگري، تمركز برروي‌كار، انعطاف‌پذيري‌،بهبود ارتباطات‌، مسئوليت‌ پذيري‌، كاهش تشنج‌ و استرس‌ در محيط‌ كار‌، بهبود ساختار سازماني‌، ايجاد جو اعتماد و اطمينان‌ در سازمان، رويكرد به كارهاي‌گروهي‌،جانشين پروري براي مشاغل و نهايتا افزايش‌ توان‌ مديريتي‌ و سرپرستي‌ كاركنان‌ را مي توان از جمله مهمترين متغيرهاي بازده برشمرد.

عوامل سوق دهنده
در فرايند تواناسازي، برخي عوامل سازماني نقش موثري در تغيير و ادامه آن ايفا مي كنند. مشتري مداري، ميزان کارايي سازمان از حيث دخل و خرج، سريع‌العمل و انعطاف‌پذيربودن سازمان و نهايتاً ميل به حرکت پيوسته به‌سوي بهبود، از جمله مهمترين عوامل سوق دهنده به سمت برنامه هاي توان افزايي کارکنان است كه به بررسي آنها پرداخته خواهد شد.

1 – مشتري مداري
امروزه دامنه توقعات مشتريان در مورد کيفيت، قيمت و خدمات بسيار وسيع گرديده و وظيفه اي دشوار را بر سازمان تحميل كرده است. به‌گونه اي كه اگر سازمان از عهده برآوردن اين توقعات برنيايد، بازار را از دست داده و مشتريان براي دريافت محصول و خدمات به سمت سازمانهاي رقيب خواهند رفت. آگاهي از سليقه‌ متنوع مشتريان و اجابت خواستهاي آنان، در اختيار داشتن منابع انساني توانمند را ايجاب مي كند.

2 –کارايي سازمان از حيث دخل و خرج
درعرصه رقابت بي‌امان سازمانها، سازماني که نتواند ارزانتر، مرغوبتر وسريعتر از ساير رقبا توليد کند مجبور به وداع با بازار و ورشكستگي خواهد بود. اگر سازمان بخواهد در ارائه توليدات و عرضه خدمات کارايي داشته باشد و در ميادين رقابتي مطرح شود، چه سرمايه و پتانسيلي بالاتر از نيروهاي توانمند به بهبود روند حركتي آن كمك خواهند كرد؟

3 – چابكي و انعطاف‌‌پذيري
تغييرات مكرر فناوري و نيز تغيير ذهنيت مشتريان، نياز به دگرگوني مستمر در استراتژي
و برنامه هاي سازماني را به‌وجود آورده است. بر اين مبنا سازمان بايد در گذر از موانع و بهره گيري از فرصتها،چابك بوده و از انعطاف پذيري لازم برخوردار باشد. وجود ساختارهاي قابل انعطاف،کارکنان چند مهارتي، اهميت بخشيدن به برنامه هاي توانمند سازي و نهايتاً ايجاد فرهنگ مربوط، از مهمترين ابزارهاي انطباق با شرايط جديد در رويايي با تغييرات است.

4 – حرکت پيوسته به‌سوي بهبود
به منظور کسب پيروزي و تثبيت موقعيت سازمان در محيطهاي رقابتي، موضوع هميشه بهتر شدن و حرکت مستمر به‌سوي بهبود مي بايست در سرلوحه برنامه ها قرار گيرد. برنامه هاي توانمند سازي به سازمان کمک خواهد كرد تا همواره خود را در فرم ايده آل حفظ كند..

عوامل بازدارنده
نيروهاي بازدارنده زيادي وجود دارد که در جهت بازداشت يا کاهش تاثير عملکرد نيروهاي سوق دهنده در فرايند توانمندسازي عمل مي‌کنند.
از آن جمله مي توان به مقاومت سازمان در برابر تغيير، شكل گيري احساس ترس از تغيير و وجود نگرش منفي مديريتي كه آزادي عمل کارکنان را مترادف با تخطي سازماني مي داند، اشاره كرد.
در گذشته نگرش غالب چنين بود كه بهبود كيفيت كاري در گرو عملكرد كاركناني است كه داراي ويژگيهاي ذاتي چون ابتكار، خلاقيت، تحرك، قدرت ريسك بالا، توان تحليلي و مهارت در روابط انساني هستند و اين ويژگيها همراه با آنان متولد مي‌شود. وجود اين ديدگاه و ساير ديدگاههاي مشابه كه هنوز هم مي‌توان رگه‌هاي آن را در برخي از سازمانها به وفور مشاهده كرد، موجب مي‌شود كه در بسياري از موارد براي بهبود عملكرد افراد در جايگاههاي سازماني آنها هيچ ارزيابي منطقي و علمي با معيارهاي وزني و ارزشي مطمئن صورت نپذيرد و حتي در صورت ارزيابي، بيشتر به توان و مشخصات فردي پرداخته شود تا كمبودها و نيازهاي شغلي از آنجا كه كاركنان در مقابل چنين روشي احساس خطر كرده و تصور كنند كه نتايج ارزيابي در ارتقاي سازماني آنان دخالت مستقيم دارد و در ميزان مزايايي كه كسب مي‌كنند تاثير مستقيم مي گذارد، پس هميشه در تعامل با آن به مخفي كردن كمبودها، ضعفها و تظاهر به جبران و يا ارائه توانمنديهاي غيرواقعي خود مي‌پردازند، بدون اينكه عملاً كيفيت كاري خود و سازمان را موردنظر قرار دهند.
ضعف فرهنگ سازماني، نبود حمايت کافي مديران، طرح مسئله بدون مشارکت کارکنان، تحميلي بودن فرايند و اينکه کارکنان احساس کنند که الزاماً بايد آن را بپذيرند، عدم مشاهده مشارکت فعال مديريت ، نبود شناخت كافي نسبت به وضعيت پيش‌ آمده و مبهمي که پيش خواهد آمد و نهايتاً نبود مديريت ارزيابي عملکرد به منظور ارزيابي و اصلاح فرايند توانمندسازي را مي توان از جمله مهمترين نيروهاي باز دارنده محسوب كرد..

 

عوامل انگيزشي
براي تقويت برنامه هاي توانمندسازي، ايجاد زير ساختهاي لازم انگيزشي بسيار ضروري خواهد بود.در اين رابطه موارد زير قابل توجه است:
_ تعريف‌ اهداف‌ و استراتژيهاي‌ سازمان‌ و تبيين نقش‌ و جايگاه‌ هريك‌ از کارکنان در پيشبرد آن
_ مشاركت‌ دادن‌ كاركنان درهمه‌ عرصه‌هاي‌ كاري و ايجاد روحيه‌ همكاري‌ و كارگروهي
_ اتخاذ روشهاي‌ مناسب‌ ارزيابي‌ عملكرد و ايجاد ارتباط‌ منطقي‌ بين‌ نتايج‌ عملكرد با برنامه هاي توانا سازي
_ توجه و احترام به شخصيت کارکنان به‌عنوان افراديکه در جهت تحقق اهداف سازمان فعاليت مي‌کنند
_ ايجاد زمينه جهت آموزش مستمر و كسب مهارتهاي تازه از طريق فراهم ساختن فرصتهاي يادگيري
_ بستر سازي در خصوص خود کنترلي و خود مديريتي كاركنان

الزامات برنامه هاي توانمندسازي
در برنامه هاي توان افزايي موارد زير را بايد لحاظ كرد.

* جلب تعهد و مشاركت سازمان
زماني مديران و کارکنان، مدل سازه هاي اثر بخشي و فرايندهاي آن را باورخواهند كرد كه خود درگير آن باشند.پس مي‌بايست به روشهاي مختلف آنها را در اين فرايند درگير كرد.

* ايجاد انتظارات صريح و واقع بينانه
اين عامل به شرايط محيط و سازمان بستگي دارد و باعث جهت دهي مدل مذکور در جهت اهداف ترسيم شده مي‌شود. توقعات و انتظارات مي بايست به لحاظ منطقي از احتمال موفقيت نسبتاً بالايي برخوردار باشد. يعني کارکنان احساس كنند مي‌توانند با کسب مهارت و تخصص مورد نياز به بهره وري و اهداف از پيش تعيين شده دست يابند.

* تاکيد بر اهميت توان افزايي
تواناسازي كاركنان، نياز به تمركز افكار سازماني دارد، بنابراين مي‌بايست آن را كانون فعاليتها قرار داد و تا حد امكان ضمن فراهم‌آوري امکانات و بودجه مورد نياز و تسهيل فرايندها،مسئوليتهاي مورد نياز را به زير بخشها تفويض كرد.

* كمينه كردن بوروکراسي
برنامه هاي توان افزايي، چه در حين طراحي و چه در حين اجرا نبايد مبتلا به بوروکراسي اداري، نظير انجام مكاتبات و جلسات فراوان شود، زيرا باعث افت عملکردي برنامه و كاهش تعهد مديران،کارشناسان و کارکنان درگير در آن خواهد شد.
* تفويض اختيار
با توجه به اينكه توانمندسازي كاري گروهي است، بايد نقش اعضا و مسئوليتهاي آنان و آنچه كه از آنها انتظار مي‌رود مشخص شود. البته بايد ميان اختيارات و مسئوليتها تناسب وجود داشته باشد. اين تناسب اگر با اعتماد همراه باشد آنگاه مي توان مطمئن شد كه تعهد لازم نسبت به برنامه وجود دارد. همچنين تفويض اختيار زماني مي تواند منجر به نتيجه شود که اولا اهداف كاري واضح و روشن بيان شده باشند، دوم اينكه كارگروهي موردحمايت كامل قرار گرفته و بستر خلاقيت و نوآوري فراهم شده باشد.

 

چالشهاي موجود در تواناسازي كاركنان
مهمترين چالشهاي موجود را از دو بعد مديريتي و پيامدي مي توان موردبررسي قرار داد.

الف - چالشهاي مديريتي
* نبود باور پذيري

برخي از مديران براين باورند که کارکنان، نه تنها براي انجام مسئوليتهاي برعهده به اندازه کافي ماهر نيستند، بلكه توانمندي لازم براي ايفاي نقشهاي جديد را نيز ندارند. آنها معتقدند توانمندي ذاتي است نه اکتسابي و به همين دليل با کليه امور و فرايندهاي مرتبط با تواناسازي کارکنان مخالفت و يا در مسير انجام آن مانع‌تراشي مي‌کنند.

* تهديد امنيت مديريتي
برخي ديگر از مديران گمان مي کنندکه توانمند شدن کارکنان،موجب از دست دادن کنترل امور خواهد شد. بنابراين آنان در تسهيم يا انتقال مهارتهاي كاري خود رغبت چنداني نشان نداده و ترجيح مي دهند كه خودشان روي وظايف کار کنند تا اينکه ديگران را درگير سازند.

* تخصيص نيافتن اعتبارات کافي
هرچند برنامه هايي كه در راستاي تواناسازي کارکنان انجام مي‌شود، نهايتا به تعالي و رشد كيفي سازمان منجر خواهدشد. هنوز مديران و تصميم گيرندگاني هستند که تخصيص بودجه براي اينگونه برنامه‌ها را هزينه سربار تلقي مي كنند و آن را بار اضافي سازمان بر مي شمارند و متاسفانه چنين قاعده‌هايي از تجربه عملي بسياري از سازمانها سر برآورده است.

 

ب – چالشهاي پيامدي
* تغيير سبك مديريتي

در برنامه هاي توانمندسازي، سبكهاي مديريتي به سبكهاي رهبري تغيير خواهند كرد. اين تغيير همواره خاصيت چالش‌زايي به دنبال دارد. چرا كه لازمه آن، زير سوال بردن شيوه هاي معمول كاري،ريسك پذيري وتجربه كردن، تمركز بر فعاليتهاي تيمي، افزايش دامنه اختيارات كاركنان، توجه به ارزشهاي جديد، تمايل به تبادل اطلاعات سازماني و بهبود روشها است كه در اكثر مواقع مقاومت شديد همه سطوح سازماني را به دنبال خواهد آورد.

* تغيير عملكرد كاركنان
برنامه هاي توانمندسازي موجب خواهند شد كه كاركنان به صراحت حرف بزنند، به‌جاي پيدا كردن مقصر در جستجوي راه حل باشند،مشاركت جو شوند، مصالح جمع را بر منافع فردي ترجيح دهندو نهايتاً اينكه به دنبال شاخص شدن نباشند و به جمع بيانديشند. اين درحالي است كه وجود ساختار متمركز در اكثر سازمانها، موارد برشمرده را از پتانسيل ايجاد چالش برخوردار و مشكلات عديده اي بويژه در حوزه روابط كاري ايجاد مي‌كند.

* تغيير ساختار سازماني
در فرايند تواناسازي، ساختار سازماني از هرمي به دايره اي تغيير خواهديافت. اين تغيير ساختار، ضمن اينكه به كاركنان اجازه مي دهد با درجه آزادي و مسئوليت پذيري بيشتر فعاليت كنند، روحيه مشاركت و كارگروهي را به عنوان يك ارزش عمده سازماني تلقي مي كند و در مواجهه با ساختار هرمي كه در آن كاري انجام نمي شود، مگرآنكه تاييد و امضاي آن پيشاپيش گرفته شده باشد، چالشهاي متعددي را ايجاد خواهدكرد.

دستاوردهاي برنامه هاي توانمندسازي
برنامه هاي تواناسازي، اين امكان را به سازمان مي دهد كه به شيوه اي خلاق و نوآور عمل كرده و برنامه هاي كسب و كارش را به گونه اي عرضه كند كه موقعيت خود را همواره در بهترين حالت حفظ كند. برجسته ترين مزيت به كارگيري اينگونه برنامه ها آن است كه موجبات تفاهم و تعهد هرچه بيشتر كاركنان و سازمان را فراهم مي آورد. به اعتقاد مولفان اين مقاله، مسئله تفاهم يكي از مهمترين منافع حاصله است. هنگامي كه كاركنان درك متقابلي از سازمان و وظايف محول شده داشته باشند، اغلب خود را جزيي از آن به حساب مي آورند و براي تعالي سازمان خود را متعهد مي‌دانند. بويژه اين وضع هنگامي صادق است كه بين عملكرد سازمان و كاركنان دانشي رابطه اي منطقي مشاهده و چنين رابطه اي را درك كنند. ايجاد چنين دركي، تفاهم و نهايتا تعهد را ايجاد خواهدكرد.
در ادامه به برخي ديگر از مهمترين فوايد اجرايي برنامه هاي توان افزايي اشاره مي شود:
* تمركز بر مشتري مداري و رضايت مراجعان به عنوان محور اصلي تصميمات مهم سازماني
* اتخاذ تصميمات مهم سازماني به صورت تيمي و گروهي
* مشاركت و سهيم كردن كاركنان در مسئوليتها، مهارتها و اختيارات سازماني
* كنترل و ارزيابي عملكرد فردي و سازماني توسط گروههاي ارزيابي
* ايجاد چابكي در سازمان و انطباق سريع با تغييرات و دگرگونيهاي محيطي
* غالب شدن مهارت كليدي كاركردن در جمع و با جمع به عنوان محور اصلي تفكرات سازماني
* تغيير مفهوم قدرت از فرمان دادن به توانايي نفوذ بر ديگران
* تغيير مسئوليت مديران از كنترل صرف به آزادسازي تواناييهاي نهفته كاركنان

نتيجه گيري
در اين مقاله اشاره شد که حضور فعالانه سازمان در عرصه رقابت و تکنولوژي و پيدايش مشاغل جديد و لزوم چند مهارتي شدن کارکنان، تواناسازي آنان را امري اجتناب‌ناپذير كرده است. از طريق برنامه هاي توانمندسازي، ظرفيتهاي کاري با تفويض اختيار، افزايش مسئوليت، خودمختاري در تصميم‌گيري و احساس خودکارآمدي، افزايش مي يابد و در نتيجه بهره وري و اثربخشي سازمان نيز بالا مي‌رود. براي اين کار زيرساختهايي از جمله سرمايه، نيروي انساني با انگيزه و نگرش همسو لازم است تا از طريق به‌کارگيري سه اصل مهم تسهيم كاركنان در اطلاعات، تعيين چارچوب خود مختاري به منظور تصميم‌گيري و جايگزيني تيم‌هاي خودگردان در سلسله مراتب سازمان، توانمندسازي ميسر ‌شود. آنچه از اين طريق حاصل مي‌شود افزايش وفاداري و حس تعلق كاركنان به سازمان است که در مشارکت فعال و ارائه ابتکار و خلاقيت نمود مي‌يابد و درنهايت اسباب ارتقاي بهره‌وري سازمان را پديد خواهد آورد. لازم به‌ذكر است كه تا كاركنان، ظرفيتهاي لازم را براي تغيير در جهت توانمندسازي به‌دست نياورد، موفقيتي حاصل نخواهد شد، بويژه اگر بودجه و سرمايه لازم براي پياده‌سازي وجود نداشته باشد.

 

منبع: تدبیر

 

پایان 


به خدا می سپارمتان

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
     
 

pctfx3.3

مجله اینترنتی رسانه

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور