
مدیریت منابع انسانی تخصص ویژهای است که برای رضایت کارکنان و تامین هدفهای سازمانی، برنامهریزی و کوشش میکند.
بابک سپاس مقدم
درباره من: معلم. نويسنده. پژوهشگر و شاغل




برگردان: يحيي كمالي
چكيده
به تازگي، مفاهيم حكمراني و حكمراني خوب به گونه اي فزاينده در ادبيات توسعه، مورد استفاده قرار گرفته است. حكمراني بد، به گونهاي گسترده، به علل ريشه اي همه زشتي ها در جوامع ما، اشاره دارد.
وام دهندگان و نهادهاي مالي بين المللي عمده، به شکل گسترده اي كمك ها و وام هايشان را بر مبناي اصلاحاتي قرار مي دهند كه براساس آن حكمراني خوب ميسر شود.
در اين مقاله تلاش شده است تا به ساده ترين شكل ممكن، معاني حكمراني وحكمراني خوب، معرفي شود.
مقدمه
حكمراني مفهوم جديدي نيست. بلكه به پيشينگي تمدن بشري است. معناي ساده حكمراني فرايند تصميمگيري و فرايندي است كه به وسيله آن تصميمات اجرا ميشوند(يا نمي شوند). حكمراني در چندين زمينه مي تواند استفاده شود، مثل: حاكميت شرکتي، حاكميت بين المللي، حاكميت ملي و حاكميت محلي.
از آنجايي كه حكمراني فرايند تصميمگيري و فرايند اجراي تصميمات است، تحليل حكمراني روي بازيگران رسمي و غيررسمي در تصميم گيري و اجراي تصميمات و ساختار هاي رسمي و غير رسمي، كه براي دستيابي به هدفها و اجراي تصميمات در يك مكان به وجود مي آيند، متمركز مي شود.
دولت يكي از بازيگران حكمراني است. ساير بازيگران حكمراني با توجه به وابستگي شان به سطوح مختلف حكومت متفاوت هستند. براي مثال در نواحي روستائي، ساير بازيگران ممكن است، شامل: زمينداران صاحب نفوذ، اتحاديههاي كشاورزان روستائي، تعاونيها، سازمان هاي غيردولتي، نهاد هاي پژوهشي، رهبران مذهبي، نهاد هاي مالي، احزاب سياسي، نظاميان و... باشند.
اين وضعيت درمناطق شهري پيچيدهتر است. (شكل1 ) روابط متقابل بين بازيگران موثردر حكمراني شهري را نشان مي دهد. در سطح ملي، علاوه بر بازيگران يادشده، رسانهها، لابي كنندهها، وام دهندگان بينالمللي، شركتهاي چند مليتي ممكن است در تصميم گيري يا تاثيرگذاري بر فرايند تصميم گيري، نقش داشته باشند.
همه بازيگران به جز دولت و ارتش، روي هم، بخشي از جامعه مدني هستند. در برخي كشور ها علاوه بر جامعه مدني، سنديكاي جرائم سازمان يافته نيز بر تصميم گيري، به ويژه در نواحي شهري و در سطح ملي، تاثير ميگذارند.

همچنين ساختار هاي رسمي دولتي يكي از ابزارهايي هستند كه به وسيله آنها تصميمات اتخاذشده، اجرا مي شوند. در سطح ملي، ساختارهاي تصميم گيري غيررسمي، مانند كابينه هاي موازي (منظور مشاوران غيررسمي هستند كه به طور موازي با كابينه رسمي عمل مي كنند) ممكن است وجود داشته باشند. درنواحي شهري سنديكاي سازمان يافته، مثل مافياي زمين ممكن است بر تصميم گيري تاثير بگذارد. در بعضي مناطق روستائي ممكن است خانواده هاي قدرتمند محلي تصميم بگيرند يا برتصميم گيري تاثير بگذارند. چنين تصميمگيري غير رسمي، نتيجه اعمال فاسد است يا مي تواند منجر به اعمال فاسد شود.
حكمراني خوب
حکمراني خوب هشت مشخصه اصلي دارد: مشارکتي، اجماع محور، مسئوليتپذير، شفاف، پاسخگو، اثربخش و کارا، منصفانه و همه گير و پيرو حکومت قانون. اين شكل حكمراني، باعث ميشود که فساد به حداقل ممکن کاهش يابد، ديدگاههاي اقليت ها به حساب آورده شده وصداي اقشار آسيب پذير، در تصميمگيري شنيده شود نيازهاي حال وآينده جامعه پاسخ گفته شود.
مشارکت:
مشارکت هم مردان و هم زنان سنگ بناي حکمراني خوب است. مشارکت مي تواند به شکل مستقيم يا از راه نهادهاي ميانجي قانوني ويا نمايندگان باشد. مهم است كه تاکيد شود: دموکراسي مبتني بر نمايندگي، لزوما به اين معني نيست که ملاحظات اکثريت جامعه درتصميم گيري لحاظ شود. لازمه مشارکت، اطلاع دهي وسازماندهي است؛ يعني از يک سو آزادي انجمن ها و بيان و از سوي ديگر وجود جامعه مدني سازمان يافته موردتوجه قرار گيرد.
حکومت قانون:
حکمراني خوب مستلزم چارچوبهاي قانوني عادلانه است که به صورت بيطرفانه به اجرا گذاشته شوند. حكمراني خوب، همچنين مستلزم حمايت کامل از حقوق بشر و به ويژه اقليت ها است. اجراي بي طرفانه قوانين، مستلزم دستگاه قضايي مستقل و نيروي انتظامي فسادناپذير سالم و بي طرف است.
شفافيت:
شفافيت يعني اين که تصميمات و اجراي آنها در مسير پيروي از قوانين و مقررات، صورت بگيرد. همچنين اطلاعات براي کساني که از تصميمات و اجراي آنها تاثير مي پذيرندآزادانه وبه طور مستقيم قابل دسترس باشد و نيز اطلاعات کافي در رسانه ها و به شکلهاي قابل فهم، مهيا باشد.

پاسخگويي:
حکمراني خوب مستلزم اين است که نهادها و فرايندها، براي خدمت به همه ذينفعان در يک چارچوب زماني معقول تلاش کنند.
گرايش به اجماع بازيگران متعددي با ديدگاه هاي مختلف دريک جامعه، وجود دارند. حکمراني خوب بايد بين منافع مختلف موجود در جامعه براي رسيدن به يک اجماع گسترده بر روي اينکه چه چيز بهترين منفعت را براي کل جامعه دربردارد، ميانجي گري کند. حكمراني خوب همچنين مستلزم چشم انداز هاي گسترده و بلند مدت به اين است که چه چيز براي توسعه پايدار انسان و چگونگي دستيابي به هدفهاي چنين توسعه اي نياز است. اين فقط مي تواند نتيجه فهم زمينههاي اجتماعي، فرهنگي وتاريخي جامعه، يا اجتماع باشد.
عدالت و همه گيري:
سعادت يک جامعه وابسته است به تضمين اينکه اعضاي جامعه احساس کنند سهمي در جامعه دارند وخود را جداي از جامعه احساس نکنند. اين مستلزم اين است که همه گروه ها و به ويژه بيشتر قشرهاي آسيب پذير براي بهبود يا حفظ شرايط زندگي شان، فرصت داشته باشند.
كارايي و اثربخشي:
حکمراني خوب يعني اينکه، فرايندها و نهادها، نتايجي را به بار آورند که نيازهاي جامعه را با بهترين استفاده از منابع فناپذير برآورده سازد. مفهوم كارايي در زمينه حکمراني شامل استفاده پايدار از منابع طبيعي و حفاظت از محيط هم مي شود.
مسئوليت:
مسئوليت يکي از ملزومات اصلي حکمراني است. نه تنها نهاد هاي حکومتي بلکه بخش خصوصي و سازمانهاي جامعه مدني نيز بايد نسبت به عموم مردم و نسبت به ذينفعان بنياديشان مسئول باشند. اينکه چه کسي دربرابر چه کسي مسئول است، بسته به اين است كه تصميمات گرفته شده يا اعمال صورت گرفته نسبت به سازمان يا نهاد، داخلي يا خارجي محسوب ميشوند. در کل يک نهاد يا سازمان به کساني که به وسيله تصميمات يا اعمالشان تاثير ميپذيرند، مسئول است. مسئوليت نميتواند بدون شفافيت و حکومت قانون اجرا شود.
نتيجه گيري
از بحثي كه مطرح شد، بايد روشن شده باشد که حکمراني خوب يک آرمان است که البته دشوار است کاملا بدان دست يابيم. تعداد خيلي کمي از کشورها وجوامع مي توانند به صورت کامل به حکمراني خوب دست يابند. به هر حال براي تامين توسعه پايدار انسان، کارها بايد به سوي اين آرمان و با توجه به واقعيت انجام شوند.
منبع:
Yap Kioe, Sheng, What Is Good Governance?, United Nations, Economic & Social Commission For Asia and The Pasific, Available At: www.unescap.org.
